من کی گفتم عشق فقط مال منه؟؟؟

من کی به تو گفتم تو عاشق نیستی؟ کی گفتم عشق و تلخی دوری و غصه هاش فقط مال من بوده؟ کی گفتم دلت از سنگه؟ من که همیشه بهت گفتم تو عاشقترین کسی هستی که من دیدم. نگفتم؟ من که همیشه بهت گفتم تو عاشقتری واسه همین بهت حسودیم میشه.  من که یه بار واسه همیشه ازت معذرت خواهی کردم و گفتم دیگه به عشقت یمان دارم و هرگز شک نمی کنم. از اون روز تا حالا حتی تو دلم شک نکردم. همیشه به خودم بالیدم که تو این قدر عاشق منی. همش از خودم می پرسم مگه من چی دارم که فرشید به این خوبی و ماهی عاشقت شده و اینجوی دوست داره؟ من کی بهت گفتم عشق مال منه؟ من اگه از زنگ نزدنات و جواب ندادنات ناراحتم و گله دارم واسه اینه که تنها دلخوشیام همینان. خب آخه بی انصاف دو روز دیگه که واسه همیشه جدا بشیم که حسرت همینا هم تو دلمون می مونه که. من می دونم خیلی ازت توقع زیادی دارم و خیلی مزاحمت میشم اما همش از سر دلتنگیه. واسه اینه که می دونم دیر یا زود میریم و حسرت به دلم می مونه. واسه اینه که می خوام تا هستم بهت بگم دوست دارم و ازت دوست دارم بشنوم. می خوام صدات رو تو گوشم ذخیره کنم و تو دلم حفظش کنم. می خوام تا هستی ثانیه به ثانیه هامو با تو باشم. اما تو فکر می کنی من عشق رو فقط مال خودم می دونم و فقط تو زنگ و اس ام اس می بینمش. نه به خدا اینجوری نیست فرشید ماه من. من می دونم تو عاشقتر از منی. می دونم دوسم داری. به خدا نمی خوام منت بذارم  زنگ می زنم. من اگه زنگ می زنم واسه دل خودمه. حتی باید واسه این همه مزاحمت معذرت خواهی هم بکنم ازت. من اگه گله می کنم چرا جواب نمی دی واسه اینه که تنها دلخوشی من همین چند تا دونه اس ام اس و چند ساعت صحبته. آخه بی انصاف من کی با تو بودم تا بتونم دلتنگیامو خالی کنم. کی فرصت داشتم تا کنارت بشینم و سر رو شونه هات بذارم و از دلتنگیام بگم؟ کی فرصت خواهم داشت؟ هیچ وقت. تو تا می فهمی قضیه ی رفتنم جدیه و واسه همیشه از دست میدیم همدیگه رو میگی با من می مونی و هرگز تنهام نمی زاری. میگی حاضری همه چیزو به خاطرم از دست بدی تا منو داشته باشی. اما وقتی قضیه ی ازدواجم منتفی میشه دیگه سراغی ازم نمیگیری و پی حرفت رو نمی گیری. وقتی ازت سوال می پرسم باید صد بار واسه جوابش التماست کنم  تا آخرشم جواب ندی. می دونم دوسم داری. می دونم عاشقی اما نمی فهمم چرا اینجوری بی مهری می کنی بعضی وقتا. شاید اشتباه می کنم… اما به خدا بعضی وقتا اونقدر سرد صحبت می کنی که حس می کنم چقدر مزاحمم و از زنگ زدنم پشیمون میشم. با خودم میگم شاید کسی پیششه و نمی تونه صحبت کنه اما وقتی میگی تنهایی دلم بیشتر می گیره. بیشتر حس حقارت و سربار بودن می کنم. میونم حال لابد میگی باز از این حرفا زدو باز گیر داد به زنگ زدن اما دلیلشو که گفتم. من تنها راه با تو بودنم همین تلفناست اونم موقتی. می دونی چرا زودزود باهات قهر می کنم؟ چون اعتراف می کنم اغده ای شدم. چون همش میگم شاید واسه ناز کشی زنگ بزنه. اما وقتی می بینم تا من میگم بریم توام قبول می کنی و زودتر از من میری و حتی یهبار نمیگی نرو، بیشتر حس حقارت می کنم. دلم میشکنه. با خودم میگم دیگه این بار برنگرد. ببین اون میاد دنبالت بگه برگزد؟ اما تو نمیایی. هر دفعه خودم با حقارت بیشتر برمی گردم و سربارت میشم. بعد از این همه عشق بازی تو بر می گردی و میگی واسه رفتن دنبال بهونم؟ آخه رفتن که بهونه نمی خواد. من واسه موندن پیش تو دنبال بهونه می گشتم. بهونم این بود که دوست دارم. که دوسم داری. با خودم می گفتم خانومی! موندن که بهونه نمیخواد. اونم از خداشه تو بمونی. اگه فکر می کردم مزاحمم به خودم دلداری می دادم و می گفتم خانومی تو که مزاحم نیستی. اون دوست داره. حتما از اینکه تو تماس می گیری باهاش خوشحاله. اما بعضی وقتا واسه اینکه اینو به خودم اثبات کنم تماس نمی گرفتم تا تو بگیری. اما بازم دلم میشکست. انگار همه بهم ریشخند می زدن و می گفتن دیدی تو مزاحمشی؟ دیدی تو اگه خبری نگیری اون سراغی ازت نمی گیره؟ این جور وقتاست که دلم می شکنه. هر شب منتظرم تا کی ساعت 9 میشه تا با تو چند دقیقه ای تلفنی باشم و لاقل با صدات آروم شم. اما تو… خیلی وقتا که کلاست زود تموم میشه بدون اینکه الاقل یه تماس 2 دقیقه ای بگیری میری خونه. خب تو که می دونی اگه بری خونه تا فردا همه چی تمومه. چرا لااقل نمی خوایی که یه ذره بیشتر بامن باشی؟ وقتی اینارو بهت میگم میگی با تلفن که دلتنگی کم نمیشه. یا میگی اینا که نشونه ی دوست داشتن نیست. دل باید عاشق باشه. آره. عشق باید تو دل باشه اما خب من و تو که می دونیم فقط چند روز یا نهایتش چند ماه دیگه با همیم و تنها راه با هم بودنمون همینه بهتر نیست با این روش دلتنگیامونو ابراز کنیم؟ اما به خدا دیگه خسته شدم از بس این حرفای تکراری رو زدم. خسته شدم از بس واسه یه تلفن یا جواب یه اس ام اس منتظر موندم. خسته شدم از بس حس حقارت و سربار بودن کردم. آخه منم آدمم خب. دیگه منم بریدم از ثانیه هایی که بهم نیشخند می زنن و مسخرم می کنن که دیدی هیچ کس به فکر تو و دلت نیست.دیدی اگه بری هیچکس نمیاد برت گردونه. دیدی هیچ کس حتی با وجود اینکه عاشقته نمیاد سراغت. به خداوندی خدا قسم خسته شدم از بس خودم حرف زدم و خودم شنیدم. از بس حس کردم با وجود اینکه عاشقمی اما سربارتم. ازم خسته ای. می دونم. حق داری. من از بس رفتم و نرفتم کلافت کردم. از بس گفتم میرم و نرفتم از چشت افتادم دیگه. ارزشی ندارم پیشت دیگه. می دونم که هنوز دوسم داری اما اینم می دونم اگه برم هیچ کس دنبالم نمیاد. باشه گلم. من بلد نیستم مثل تو قشنگ حرف بزنم و شعر بگم اما این حرفای تکراری که از شنیدنشون خسته شدی رو بلدم بگم. فرشیدم! اینو بدون که ما دخترا دوست داریم هر چند با پیام کوتاه اما حرف بزنیم با کسی که دوسش داریم. بشنویم که دوسمون دارن. می خوایم با اونی باشیم که دوسش داریم. حالا هر جور که امکانش هست. تو حتی دعوت منو واسه با هم بودن چند ساعته رد می کنی. اشکالی نداره. تو اختیار خودتو داری که هر جور دوست داری رفتار کنی. دیگه از التماس کردن خسته شدم. قرار بود بین من و مریم یکی بمونه یکی بره و بمیره. تو خودت خوب می دونی یکی هر دو ما بدون تو می میریم. مریم که می مونه. اونی که مرگ براش بعد از تو لذت بخشترینه منم. می شینم و چشم به راه می دوزم تا مرگ باید دنبالم و منو با خودش ببره. حالا دیگه نیستم تا اذیتت کنم. ببخش تو این یکساله این همه عذابت دادم. خواهش می کنم ببخش تا شاید راحت تر جون دادم. دیگه راحت شدی گلم. مطمئن باش دیگه بهونه ای واسه موندنم ندارم. بهونم تو بودی که حتی نگفتی نرو…. به خدا می سپارمت. هر جا هستی مواظب خودت باش. دوستت دارم. محبوب من! عاشقترین و مهربونترین فرشته ی من! تا ابد عاشقت می مونم. فراموشت نمی کنم….

فرستادن دیدگاه